انتها !
دیگر نخواهم نوشت و حرفی نمی زنم
مبادا کسی گول حرفهایم را بخورد!
پ.ن:سنگینی بار تهمت آدمو له می کنه !
im not in love anymore
دیگر نخواهم نوشت و حرفی نمی زنم
مبادا کسی گول حرفهایم را بخورد!
پ.ن:سنگینی بار تهمت آدمو له می کنه !
همه چیز برای تو و به خاطر تو
این صدای شکستن است.می شنوی؟!
تکرار را تجربه نخواهم کرد
پس به انتظار خواهم نشست,برای آنچه او مقدر ساخته...
شاید زندگی در یک فنجان خلاصه نمی شود!
اما لبخند کودکانه ات
در ذهنم شناور است!
پ.ن: کاشکی می دونستی که چقدر برام دردناکه ...
ـ [می خندی و می گی] شوخی می کنی! تو و این حرفا ؟!
ـ آره شوخی می کنم! [می خندم بازم مثل همیشه,هیچ اتفاقی نمیفته,مگه نه؟!]
پ.ن: گاهی اوقات بهتره که با گریه خودمونو سبک نکنیم! درک می خواد گاهی و زمان ...
پ.ن: می گن که خدا برای همه ی ما نقشه داره!
پ.ن: یکی به من بگه تو که خودت می دونی پس چرا ...؟!
با توام با تو خدا
یک کمی معجزه کن
چند تا دوست برایم بفرست
پاکتی از کلمه
جعبه ای از لبخند
نامه ای هم بفرست
کوچه های دل
من باز خلوت شده است
قبل از این که برسم
دوستی را بردند
یک نفر گفت به من
باز دیر آمده ای
دوست قسمت شده است
با توام با تو خدا
یک دل قلابی
یک دل خیلی بد
چقدر می ارزد؟
من که هر جا رفتم
جار زدم:
شده این قلب حراج
بدوید
یک دل مجانی
قیمتش یک لبخند
به همین ارزانی
هیچ وقت اما
هیچکس قلب مرا قرض نکرد
هیچ کس دل نخرید
با توام با تو خدا
پس بیا این دل من مال خودت
من که دیگر رفتم اما
ببر این دل را
دنبال خودت
"عرفان نظر آهاری"
زمانی که راه رفتن را به من نیاموخته ای!
پ.ن: احساسات نابخشودنی ترین گناهان بشریت هستند!